مصاحبه با استاد آجر لو، مربی کمانداران کنگره 60، مصاحبه کننده همسفر سعیده
چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت 17:26 | نوشته ‌شده به دست مسافرکمان زینب (نگارنده) | ( نظرات )

«به نام قدرت مطلق الله»

نمره مثل سایه است. هر چه دنبال سایه‌مان بدویم از خورشید دور می‌شویم و سایه از ما فرار می‌کند، اما اگر پشت به سایه و رو به خورشید بدویم سایه دنبال ما می‌آید. وقتی به خورشید رسیدیم سایه زیر پای ما می‌آید و ما به نمره رسیده‌ایم.

مدتی است باشگاه تیراندازی باکمان تختی رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. هیجان، شورونشاط خاصی در آن موج می‌زند خصوصاً روزهای جمعه، رقابت کمانداران در تیم‌های ۸ نفره‌شان دیدنی است و با هر مسابقه تجربه‌ای جدید به تجربیات کمانداران باشگاه افزوده می‌شود. در این میان، تنها چیزی که شاید تاکنون به آن پرداخته نشده باشد حضور مربی توانا و مهربان این مجموعه؛ جناب آقای یوسف آجرلو و نقش پررنگشان در پرورش و آماده‌سازی کمانداران به‌صورت حرفه‌ای برای باشگاه تیراندازی باکمان کنگره ۶۰ می‌باشد.

بر آن شدیم با مصاحبه‌ای کوتاه، کمی بیشتر با ایشان و برنامه‌شان برای تیم تیراندازی باکمان، آشنا شویم.

با عرض خدا قوت و خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی،

- به‌عنوان اولین سؤال، از خودتان بگویید و دلیل حضورتان در میان بچه‌های کنگره 60:

یوسف آجرلو هستم سرمربی تیم ملی تیراندازی با سلاح جانبازان و معلولین، همین‌طور، به‌عنوان مربی تیم تیراندازی باکمان کنگره ۶۰ در باشگاه تختی در خدمت این عزیزان هستم. دلیل حضورم برمی‌گردد به اینکه، من یک آدم ورزشی هستم و دوست دارم در میدان‌های ورزشی خدمت کنم مخصوصاً اگر به خدمت من نیاز باشد. دوم اینکه، بچه‌های کنگره دنیایشان با دنیای بیرون از کنگره تفاوت دارد، در اینجا بهشتی ساخته‌اند که وقتی وارد آن می‌شوم احساس آرامش می‌کنم و رفتار، گفتار و شیوه زندگی این بچه‌ها برایم درس زندگی است درعین‌حالی که می‌توانم در کنارشان خدمتی ارائه دهم.

-از نحوه آشنایی‌تان با کنگره بگویید اینکه چه مدت است به‌عنوان مربی در این باشگاه فعالیت می‌کنید و این فعالیت آیا ادامه‌دار خواهد بود؟

آشنایی من با کنگره برمی‌گردد به سال ۸۴–۸۳ که سرمربی تیم ملی تیراندازی باکمان بودم و آقای عباس امیر معافی در تیم ملی فعالیت می‌کردند، آنجا بود که با کنگره ۶۰ آشنا شدم و خدمت آقای مهندس صحبت کردیم و با تفکرات ایشان و جهان‌بینی‌شان بیشتر آشنا شدم. ۶–۵ سال پیش هم که آقای اشکذری ایجنت باشگاه بودند حدود ۶ ماه در خدمت ایشان بودم که متأسفانه به علت مشکلات کاری وزندگی نتوانستم ادامه دهم، ولی حدود ۳ سال است که به شکل مستمر در خدمت بچه‌ها باشگاه تیراندازی باکمان کنگره 60 هستم.

- از آقای عباس امیر معافی نام بردید از دلایل موفقیتشان بگویید:

برای موفق شدن در تیراندازی باکمان شخص باید درون خودش را پاک کند، چراکه اگر اصلاح درونی نشود، روحش صیقل نخورد، چکش نخورد و آبدیده نشود، اگر گفتار و رفتارش مناسب نباشد، قطعاً نمی‌تواند در این رشته در بعد قهرمانی موفق شود. این چیزها در آقای امیر معافی بود، به همین دلیل موفق بود و توانست در تیم ملی خوب بدرخشد، اگرچه در اعزام‌ها برای مسابقات مورد بی‌مهری فدراسیون تیراندازی باکمان وقت قرار گرفت ولی این موارد، عامل موفقیت ایشان بود و من فکر می‌کنم درس‌های جهان‌بینی کنگره برای رسیدن به قهرمانی در ورزش تیراندازی باکمان بسیار کمک‌کننده است.

- استاد، مطالبی که فرمودید آیا مختص رشته تیراندازی باکمان است یا در سایر رشته‌ها نیز کاربرد دارد؟

در همه ورزش‌ها کمابیش هست اما در ورزش تیراندازی باکمان و سلاح بیشتر موردنیاز است.

-آیا شما در آموزش‌هایتان این مطالب را مدنظر قرار می‌دهید؟ یادگرفتن جهان‌بینی تاکنون چه کمکی به شما کرده است؟

شرایط فکری بچه‌های کنگره خیلی به من کمک کرده، این مطالب را در بیرون هم استفاده می‌کنم. خیلی از سی‌دی‌های آموزشی آقای مهندس را بارها گوش گرده، مطالبی را برداشت می‌کنم و در کلاس‌های آموزشی تیراندازی با سلاح استفاده می‌نمایم. بالأخص الآن که سرمربی تیم ملی تیراندازی با سلاح جانبازان و معلولین هستم، از این دروس استفاده بیشتر می‌نمایم، چون تأثیر مستقیم روی عملکرد ورزشی آن‌ها دارد. برای خودم هم خیلی خوب بوده و احساس می‌کنم وقتی اینجا کار می‌کنم باطری‌ام شارژ می‌شود و بیرون موفق‌تر کار وزندگی می‌کنم.

-شما در صحبت‌هایتان به شرایط فکری تیراندازان کنگره اشاره کردید. آشنایی آنان با مقوله جهان‌بینی چه تأثیری بر عملکردشان داشته؟ شما به‌عنوان مربی و استاد، در موردشان چه نظری دارید؟

در تکنیک و تاکتیک، گیرایی بچه‌ها نسبت به بیرون از کنگره، بهتر است و در مسابقات خارج از باشگاه هم موفقیت‌هایی داشته‌اند. تنها دلیلی که باعث شده موفقیتشان کند باشد میزان زمانی است که برای تمرین کردن می‌گذارند. برای حرفه‌ای کار کردن در این رشته باید هفته‌ای ۶–۵ روز و روزی ۷–۶ ساعت وقت صرف کرد تا به مرحله قهرمانی رسید. اگر می‌بینیم در سطح قهرمانی کشوری، زیاد بالا نیستند دلیلی بر ناتوانی از رسیدن به این مرحله نیست. سیاست‌های کنگره در سطح ورزش و شرایط زندگی بچه‌ها هم عاملی بر این امر است.

-آیا به آنچه شما، هدف‌گذاری نموده بودید رسیده‌اید؟

حدود ۵۰ درصد بله رسیده‌ام چون یادگیری و اجرای تکنیک و تاکتیک زمان می‌برد. مثل برداشت پول از بانک نیست که یک‌مرتبه صد میلیارد از بانک بیرون بیاوری. به موفقیت رسیدن، زمان می‌برد. تلاش، کوشش و صبوری باید کرد چه به‌عنوان مربی چه ورزشکار تا زمانش برسد که فکر کنم ۴–۳ سال دیگر به‌جایی که باید، می‌رسیم.

-برای ما همسفران و مسافران، باشگاه تختی، مثل خانه است؛ امن، انرژی‌بخش و...؛ دوست دارم نظر شمارا هم بدانم. از حس و حالتان بگویید از بودن میان بچه‌های کنگره...:

وقتی صحبت سفر می‌شود، مسافر و همسفر یک مسیر را طی می‌کنند، بنابراین روح، جسم، فکر و دلشان باید یکی باشد. اگر فکر کنند من همسفر هستم و مسافر را بادید دیگری نگاه کنند قطعاً سفر، تلخ خواهد شد. من به‌عنوان یک همسفر گاهی به حال مسافران غبطه می‌خورم. احساس می‌کنم آن‌ها از من خیلی جلوتر هستند. من بین راه سوار ارابه شدم و این ارابه آرام‌آرام دارد به‌سوی هدف می‌رود. خدا کند وسط راه پیاده نشوم و تا آخر مسیر و رسیدن به مقصد کنارشان باشم.

-شما به‌عنوان مربی در رشته تیراندازی با سلاح نیز فعالیت دارید. آیا این دو رشته به هم شباهتی دارند؟ آن تمرکز و اعتمادبه‌نفسی که ورزش تیراندازی باکمان به شخص می‌دهد در تیراندازی با سلاح نیز وجود دارد؟

تیراندازی در هر دو رشته شبیه است فقط ابزارشان فرق می‌کند، در سلاح، گلوله می‌گذاری نشانه‌روی می‌کنی ماشه را می‌کشی، اما در کمان، تیر را رها می‌کنی می‌روی تیر را جدا می‌کنی می‌آوری دوباره تیر می‌زنی، ولی ازنظر تکنیک و تاکتیک و شرایط روانی، شرایط یکسان است.

آیا تاکنون وسوسه نشده‌اید تیری در چله کمان بگذارید و رها کنید؟

سال ۶۰–۵۹ تیراندازی باکمان کار می‌کردم در استادیوم آزادی. آن زمان کمان‌ها به این شکل نبود مثل کمان سنتی، فایبرگلاس بود. حتی فدراسیونی به نام تیراندازی باکمان وجود نداشت، الآن گاهی اگر فرصت کنم تیر بزنم، چون توان جسمی لازم برای کار کردن باکمان حرفه‌ای را ندارم، باکمان ریکرو نیمه‌حرفه‌ای تیر می‌زنم با دوست عزیزم آقای رضا کیارستمی، ولی معمولاً کنار شاگردان تیر نمی‌زنم.

-همیشه می‌گویید یا تیرانداز باش یا مربی. چرا یک کماندار نمی‌تواند این دو را باهم داشته باشد؟ مگر چه اتفاقی می‌افتد؟

تیرانداز یعنی شاگرد و مربی یعنی معلم. اگر قرار باشد هم تیر بزنم هم به شاگردان آموزش بدهم و این شاگردان رشد کنند و به‌جایی برسند که یک روزی بیایند مقابل من تیر بزنند، اگر من به‌عنوان مربی، خودم را ازلحاظ ذهنی نساخته باشم قطعاً روی آموزش من برای این شاگرد اثر منفی خواهد گذاشت. این شاگرد اگر بر من پیروز شود مغرور می‌شود. اگر من هم شاگردم را ببرم فکر می‌کند چهارتا تاکتیک و تکنیک را نگفته‌ام و این باعث برد من شده است. ازنظر برداشت ذهنی بین انسان‌ها تفاوت وجود دارد و گاهی بین مربی و شاگرد، بدبینی به وجود می‌آید؛ بنابراین تکلیفمان باید مشخص باشد. یا تیرانداز باشیم یا مربی. در غیر این صورت، مربی و شاگرد، هر دو ضرر می‌کنند و حداقل ضرر آن ازلحاظ فکری است.

-در ورزش تیر و کمان، چه چیزی حرف اول را میزند؟ آمادگی؟ تجهیزات یا...؟

اولین چیز، تمرکز است. انسان خود را از افکار خارجی فارغ کند و فکرش روی تکنیکهایی که انجام می‌دهد متمرکز شود و این یعنی حضور ذهن، حضور در لحظه. در نماز هم می‌گویند خضوع و خشوع داشته باش که یک بخش آن حضور ذهن است؛ یعنی موقع نمازخواندن، حواسش جای دیگر نباشد. هرچقدر آمادگی جسمانی‌ات بالا رود، ازلحاظ تکنیک و تاکتیک هم قوی باشی، تجهیزات خوبی هم داشته باشی اما نتوانی تمرکز کنی نمی‌توانی تیرت را روی مرکز هدف بنشانی.

-چه چیزی می‌تواند باعث پیشرفت یک کماندار شود؟ به عبارتی یک کماندار موفق دارای چه ویژگی‌ها و فاکتورهایی می‌باشد؟

باید به خودش تکیه کند، به توانمندی‌های درونش تکیه کند. در این صورت می‌توان با ضعیف‌ترین و ارزان‌ترین و ساده‌ترین کمان‌ها بهترین نمره را به دست آورد، چون کمان نیست که تیر میزند، این من هستم که تیر می‌زنم. کمان حرفه‌ای اگر ۶ ماه روی زمین بماند تیری شلیک نمی‌کند، این من هستم که تیر می‌گذارم، زه را می‌کشم و به سمت هدف رها می‌کنم.

-کمی هم برایمان از مسابقات جام سردار بگویید؟

مسابقات جام سردار برای بچه‌های کنگره حس رقابت با دوستی است. برای بردوباخت نیست. اگر ببرند لذت می‌برند اگر هم ببازند باز لذت می‌برند، چون به دوستشان باخته‌اند.

-همیشه می گویید: نمره گرا نباشید، تکنیکها را انجام بدهید، مهم نیست تیر شما کجا می‌خورد. این کار را شاید در تمرینات بشود انجام داد اما در مسابقه که نمره مهم است چه باید کرد؟ آیا شرایط تمرین با مسابقه، متفاوت نمی‌شود؟

دو تا بحث داریم اینجا. ما تیر می‌زنیم نمره به دست آوریم ولی زمانی می‌توان نمره را به دست آورد که کار را درست انجام داده باشی. زمانی به هدف می‌رسی که مسیر و همسفر را درست انتخاب کرده باشی، به‌اندازه کافی آذوقه برداشته باشی. در میدانی هدفت کجاست؟ اما در مسیر رسیدن به هدف، اگر مدام فکر کنی که ۶ ماه مانده به هدف برسم... الآن کجا هستم؟ چه زمانی می‌رسم؟ و ...، این‌ها باعث می‌شود راه را گم کنی به بیراهه بروی و... . در زندگی این‌طور است، در کنگره هم حس می‌کنم همین‌طور است. در درس‌هایی که از مهندس می‌گیرید آمده؛ باید خودتان را آماده کنید، ابزار، وسایل و تجهیزات را آماده کنید تا مسیر را درست بروید. خیلی‌ها وسط راه از هدف جدا شدند و به بیراهه رفتند. در کتاب عشق از ۱۴ مرحله صحبت شده که مرحله آخر یا وادی آخر، همان هدف غایی است، اما هنوز کسی به آن نرسیده است. اگر فقط به این هدف غایی فکر کنیم هیچ‌وقت نمی‌توانیم به آن برسیم، اما یک روز می‌توان رسید و دور از دسترس نیست چون وجود دارد.

در تیراندازی باکمان هم همین است اگر به نمره ایکس یا 10 فکر کنیم به تکنیکها فکر نمی‌کنیم. به اینکه تیر را آیا درست گذاشته‌ام؟ آیا جای انگشتانم روی ریلیز و زه درست است؟ نشانه‌روی را درست انجام داده‌ام؟ به‌جای انجام این تکنیک‌ها، افکارم می‌رود روی نمره که در این صورت به نمره نخواهم رسید، چون فقط دارم به آن فکر می‌کنم و اجرا نمی‌کنم. به این فکر نمی‌کنم چگونه آن را به دست آورم؟ درحالی‌که با عملکرد درست، می‌توان به نمره رسید نه بافکر کردن. نمره مثل سایه است. هر چه دنبال سایه‌مان بدویم از خورشید دور می‌شویم و سایه از ما فرار می‌کند، اما اگر پشت به سایه و رو به خورشید بدویم سایه دنبال ما می‌آید. وقتی به خورشید رسیدیم سایه زیر پای ما می‌آید و ما به نمره رسیده‌ایم.

 -تعبیر بسیار زیبایی بود و بسیار لذت بردم می‌دانم همه عزیزانی که این مصاحبه را خواهند خواند، لذت خواهند برد و استفاده خواهند کرد، بنابراین از وقتی‌که گذاشتید و پاسخ‌های زیبایی که دادید بسیار سپاسگزارم.

- مطلب و پیام خاصی باقی‌مانده که دوست دارید بیان کنید؟

من امیدوارم برای مسافران عزیز، همسفر خوبی باشم، همسفری که تا رسیدن به مرحله آخر در کنارشان بوده و باعث افتخارشان باشم.

 استاد، شما همیشه باعث افتخار ما هستید و خواهید بود.

گفتگو: همسفر سعیده

عکاس: همسفر محمد حسین

تنظیم و ارسال: همسفر زینب

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر کمان اعظم پنجشنبه 20 دی 1397 21:54
سلام وعرض ادب وخدا قوت خدمت مربی صبور ودلسوزم جناب آقای آجر لو.بسیار لذا بردم استاد.ممنونم وعرض خدا قوت خدمت خانوم سعیده عزیز.
منوچهر پنجشنبه 20 دی 1397 20:42
سلام و سپاسگزار بابت این مصاحبه دلنشین و زیبا.
از جناب آقای آجرلو بابت تمام زحماتشان که مانند معلمی مهربان و صبور دانش و معلومات خود را دراختیار ما گذاشته اند صمیمانه تشکر میکنم
همسفرمحمدحسین پنجشنبه 20 دی 1397 17:11
سلام و خداقوت خدمت، مربی محترم باشگاه، جناب آقای آجورلو و خدا قوت خدمت مسافر کمان خانم سعیده
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات