جلسات جهان بینی-سی‌دی وادی سیزدهم (قسمت چهارم)
شنبه 5 دی 1394 ساعت 18:31 | نوشته ‌شده به دست همسفر زهره (نگارنده) | ( نظرات )
روز جمعه مورخ 94/10/4 چهارمین جلسه از دور چهارم جلسات جهان‌بینی ویژه کمانداران کنگره60، با دستور جلسه‌ی "سی‌دی وادی سیزدهم_قسمت چهارم" با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر حسن و دبیری همسفر مریم، در سایت تیراندازی با کمان کنگره 60 رأس ساعت 16:30 آغاز به کار کرد. 

«به نام قدرت مطلق»


سخنان استاد:

به نظرم هر فصل از وادی سیزدهم را می‌توان یک کتاب درباره‌اش نوشت. مفاهیم بسیاری در این وادی‌ها نوشته شده است. امیدوارم که کم‌کم به کمک همدیگر بتوانیم از آن‌ها رمزگشایی کنیم و انشاالله بتوانیم آن‌ها را به اجرا در بیاوریم. نکته‌ای که برای من بسیار حائز اهمیت و جالب بود، عنوان وادی است که می‌گوید : پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. هرلحظه به من هشدار می‌داد که حواست باشد این نقطه‌ای که می‌گذاری می‌تواند سرآغاز خط دیگری باشد. و همین نقاط و اعمال ریز و درشت من رضا که در روز اتفاق می‌افتاد و قطعاً خطوط بعدی من را می‌ساخت. در این وادی درباره‌ی مثلث عقل و عشق و ایمان صحبت می‌کند که این سه خط باید خوب کار کنند که در نهایت بتوانیم به آن مرحله‌ی لازم و تعادل برسیم. در کنار این سه خط یک خط خمر نیز وجود دارد که همان مواد شبه‌افیونی داخل بدن انسان است. اگر خطوط عقل و عشق و ایمان به مرحله‌ی لازم برسند اما خط خمر انسان به مرحله‌ی لازم نرسد، باز تعادل در انسان اتفاق نمی‌افتد. به نطر من خداوند هرلحظه خط خمر انسان‌ها را کنترل می‌کند و هرلحظه از عملکرد من، خمر من را تنظیم می‌کند. اگر من در مسیر ارزش‌ها قدم بردارم، قطعاً خمر بیشتری نسیب من می‌شود و نوروترانس‌میترها یا ناقل‌های عصبی داخل بدن من فوق‌العاده بهتر کار می‌کنند. اما اگر من خواسته یا ناخواسته از مسیر ارزش‌ها خارج شوم و در مسیر ضدارزش‌ها حرکت کنم و از نور به طرف ظلمت حرکت کنم، این در من کم‌تر می‌شود و در نهایت به جایی می‌رسم که در جهنم قرار می‌گیرم. بسیاری از انسان‌ها هستند که در کنار ما زندگی می‌کنند که شرایط زندگی‌شان مثل ما است و خانه و زندگی دارند، اما در جهنم هستند و اصلاً از زندگی لذت نمی‌برند. همان غذایی که من می‌خورم او هم می‌خورد و همان لباس و... اما متأسفانه در اثر عدم آگاهی ‌که ریشه‌ی آن جهالت است، در مسیر دیگری حرکت می‌کند و هرروز خمر خودش را از دست می‌دهد. نکته‌ای که بسیار مهم است این است که ما چطور می‌توانیم تشخیص دهیم که در چه مسیری قدم برمی‌داریم. گاهی انسان یک درجه نسبت به نور اختلاف زاویه پیدا می‌کند اما همین یک درجه در مسافت‌ها و سالیان بعدی می‌تواند انسان را هزاران درجه از مسیر پرت کند. چون همان‌طور که سفر هزارفرسنگی از قدم اول آغاز می‌شود، سفر به سمت تاریکی هم با همان قدم کج اول شروع می‌شود. یعنی اگر انسان یک قدم کج بگذارد و خودش را مورد ملامت قرار ندهد و در نفس لوامه قرار نگیرد کافی است. مثلاً بگوید اشکالی ندارد این کار اشتباه را انجام دادم؛ اگر به خودش نهیب نزند و اشتباهش را درست نکند، قطعاً در طول زمان انسان به بیراهه کشیده می‌شود. هدف نیروهای بازدارنده  نیز همین است که من به آرامش و دانایی و آگاهی لازم نرسم. چراکه اگر من به آگاهی لازم برسم، نیروهای بازدارنده دیگر نمی‌توانند به راحتی از من انرژی بگیرند. نیروهای بازدارنده از خودشان هیچ‌گونه انرژی ندارند و تاریکی مطلق هستند. در اثر نبود نور بوجود آمدند و از خودشان انرژی ندارند و انرژی‌شان را از من رضا سرقت می‌کنند. همین نقاطی که من در زندگی‌ام می‌گذارم و اعمالی که من در زندگی‌ام انجام می‌دهم، چه ریز و چه درشت، هرکدام یک نقطه و یک یوم‌الفصل در زندگی من است؛ اگر نقطه‌ی امروز من در زندگی‌ام نقطه‌ی خوبی باشد، من برای نیروهای بازدانده هیچ انرژی‌ای از دست نمی‌دهم. اما اگر نقاط من در راه ضدارزش‌ها باشد، قطعاً یک واحدی از انرژی من به حساب ضدارزش‌ها ریخته می‌شود. انسان هرچقدر که در مسیر آگاهی قدم برمی‌دارد، شناخت پیدا می‌کند و به‌راحتی به نیروهای بازدارنده باج نمی‌دهد. این درمقابل خواسته‌های نیروهای بازدارنده است.

قسمت دیگری از این وادی که بسیار برای من جالب بود، مطرح کردن انسان یک‌بعدی، دوبعدی و سه‌بعدی است. خصوصیات انسان یک‌بعدی این است که مثل یک مصرف‌کننده‌ی موارد مخدر فقط از یک عینک و یک زاویه به دنیا نگاه می‌کند. دنیای او فقط یک‌چیز است. حتی گاهی زن و بچه‌اش و عزیزترین‌هایش هم کنار می‌روند و فقط به مواد فکر می‌کند. وقتی می‌خواهد به مسافرت و میهمانی و عروسی و ... برود، اگر مواد به او اجازه بدهد می‌رود. مثالی که در وادی می‌زند میمونی که می‌خواهد از روی درخت یک موز بردارد، دستش را مشت می‌کند و هرکاری می‌کند دستش بیرون نمی‌آید. و نمی‌داند که از صبح تا شب مثل همان اسب عصاری دور خودش می‌چرخد. صبح مصرف می‌کند و ظهر خمار است، ظهر مصرف می‌کند و  شب خمار است و... . این چرخه 15-20 سال برای من رضا اتفاق افتاد و من یک‌بعدی بودم اما آرام‌آرام به لطف خداوند و راهنمایی‌ها و آموزش‌های کنگره آمدم که تبدیل به انسان دوبعدی بشوم.

از خصوصیات انسان دوبعدی این است که مردم را دوست دارد و یاد می‌گیرد که کسان دیگری هم در این دنیا زندگی می‌کنند و همه‌چیز برای تو نیست. و آنچه که برای خودت می‌پسندی برای دیگران هم بپسند. و دیگران هم آرام‌آرام او را دوست دارند و به‌عنوان یک انسان عادی او را می‌پذیرند. و در نهایت مسیر ما انشاالله این است که به جایگاه انسان سه‌بعدی برسیم. انسان سه‌بعدی هم از پنج حس ظاهرش استفاده می‌کند وهم از پنج‌حس پنهانش. انسان سه‌بعدی توانایی این را دارد که هرگاه از این دنیای فانی خسته شد، خلع لباس بشود. یعنی لباسش که همان جسمش است یک‌لحظه از تنش دربیاورد و به سیر و سلوک بپردازد و دوباره برگردد. انسان سه‌بعدی کسی است که خوب و بد را دوست دارد و بین کسی فرق نمی‌گذارد و همه را دوست دارد. حتی کسانی که به او ظلم می‌کنند را هم دوست دارد چون عقل و عشق و ایمان و خمرش به مرحله‌ی لازم رسیده است. 

از اینکه به صحبت‌هایم توجه کردید سپاسگزارم. 


سی‌دی هفته‌ی آینده: وادی چهاردهم-قسمت اول

نگارنده: مسافر کمان زهره

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic